Sunday, July 16, 2006

همسايه مواظب بزت باش !

يکي بود يکي نبود. زير گنبد کبود غير از خدا هيچکس نبود.
يکي اومد در خونه يکي ديگه و گفت : همسايه، مواظب بزت باش، تمام گلهاي باغچه منو خورده.
اون يکي جواب ميده:
چهارمن : بهتره اطراف باغچه تون رو حصار بکشي
سومن: بز من خيلي مودبه و از اين بي تربيتي ها نميکنه
دومن : من اصلا بز ندارم
اولا : بنده همسايه شما نيستم، اومدم اينجا دزدي، لطفا مزاحم نشيد!
**********************
**********************
به استناد اين حکايت حکيمانه وقتي يه نفر ازيکي از دوستان پرسيد : آقاي دکتر با توجه به رونق اقتصادي شرکت شما و اطلاع رسانی که داريد انجام ميديد؛ برنامه هاي آتي توسعه شرکت شما چيست؟ جوابهاي زيرهمراه با تقديم احترام ارائه گرديد:

ششمن : هر کسي بايستي به فکر توسعه فرهنگ در راستاي پيشرفت کشورش باشه و بايد بخشي از پول و توان خودش رو در اين راه صرف کنه

پنجمن : در راستاي توسعه شرکت حداقل کاري که مي خوام بکنم اينه که پنج هزار پرسنل موجود شرکت رو سهام دارکنم

چهارمن : فضاي شرکت بايستي به حداقل صد برابر افزايش پيدا کنه تا پرسنل کيف کنن

سومن : در صورتيکه درخواستت رو بدي مي تونم از بقيه سهامداران هم خواهش کنم تا شريکت کنيم

دومن : اگه پول داري علي الحساب يه وام قرض الحسنه بده مي خوام چند کارت ويزيت چاپ کنم و در ضمن پرينتر و اسکنر و فاکس هم بخرم ؛ آخه بدون اين امکانات اوليه يه کمي لوازم التحريري سر چهارراه اذيت شده.

اولا : راستي من دکتر نيستم و فقط نه سال پيش يه کمي فوق ليسانس داشتم.

No comments: